• ترانه خانه ۰۹٫۰۵٫۱۳۸۹ ۳ پاسخ

    دیدم تو خواب وقت سحر
    شهزاده‌ای زرین کمن
    نشسته رو اسب سفید
    میومد از کوه و کمن
    میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
    کاشکى دلم رسوا بشه
    دریا بشه این دو چشم پر آبم
    روزى که بختم باز بشه پیدا بشه
    اونکه آمد تو خوابم
    شهزاده ى رویاى من شاید تویى
    اونکس که شب
    در خواب من
    آید تویى تو
    از خواب شیرین ناگاه پریدم
    او را ندیدم دیگر کنارم
    به خدا جانم رسیده از غصه بر لب
    هر روز و هر شب در انتظارم

    پ . ن. : این ترانه را به تازگی شهاب حسینی اجرا کرده،فکر میکنم عهدیه ،زمان قدیم اجراش کرده باشه.

  • چندتا از دوستام یهویی و بدون برنامه ‌ریزی قبلی دیروز رفتن شیراز و منم واسه اینکه اوضاعم بهم ریخته بود نتوستم باهاشون برم،خیلی دوست داشتم برم به خصوص اینکه شنبه هم عید بود و حتما خوش میگذشت.

    بهشون اس ام اس دادم و ضمن التماس دعا و درخواست سوغاتی ;-) ازشون خواستم حافظیه که رفتن خبرم کنن تا من از اینجا نیت کنم و اونا از اونجا از حافط بخوان که فال مرا بگشاید ;-)

    و حضرت حافظ چنین گفت :

    زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد/ از سر پیمان برفت با سرپیمانه شد

    صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست/ باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه گشت

    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب/ باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

    مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل/ در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت/ چهره‌ی خندان شمع آفت پروانه شد

    گریه‌ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت/ قطره‌ی باران ما گوهر یکدانه شد

    نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری / حلقه‌ی اوراد ما مجلس افسانه شد

    منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

    دل بر دلدار رفت جان برجانانه شد

  • به نام دوست

    ماییم و نوای بی‌نوایی

    بسم‌الله اگر حریف مایی