• ترانه خانه ۲۵٫۰۱٫۱۳۹۰ ۱ پاسخ
    چندتا عکس یادگاری با یه بغض و چندتا نامه

    چندتا آهنگ قدیمی که همه دلخوشی هامه

    آینه ای که روبه رومه غرقه تو بهت یه تصویر

    بارونای پشت شیشه، منو تنهایی و تقدیر

    دست من نیست نفسم از عطر تو کلافه میشه

    لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه

    باورم نمیشه اما، این تویی که داره میره

    خیره میمونم به چشمات، حتی گریه ام نمیگیره

    چشمای مونده به راه و شب تنهایی ماه و این دل بی سر پناه و من و تنهایی و خونه

    ساعتای غرق خواب و این من بی تو خراب و یادت هرگز نمی مونه

    نمی مونه


    یادگاری

    سیاوش قمیشی

  • خب دوران آموزشی خدمت هم تموم شد.هر کی پرسید چه جوری بود؟گفتم نه خوب بود و نه بد.خوشی هاش خیلی کمتر از سختی هاش بود ،ولی بود.بد شانسی تو اوج سرما بود.سه هفته اول را که سرما خورده بودیم و با این حال پا میکوبیدیم.در کل تجربه ی خوبی بود ولی فقط واسه یه بار.اینکه تو محیط خوابگاهی باشم،از خونواده دور باشم،با آدما و قومیت های مختلف یه رنگ و یه لباس باشم و دو ماه باهاشون زندگی کنم خوب بود.

    فردا هم اولین روز کاریمو به صورت رسمی شروع میکنم،امیدوارم تا آخر مثل الان پرهیجان بمونم.

  • کم کم روزای سردرگمی داره به پایان میرسه.تحمل ۹ ماه بلاتکلیفی خیلی سخت بود.خوشحالم از اینکه زمام زندگیمو دست میگیرم و میترسم از اینکه مرحله بعدی سخت تر از این باشه و افسارش از دستم در بره.

    ماه دیگه میرم سربازی.به خودش و دوری از خانواده و سختیش هیچوقت اهمیت ندادم،چیزی که واسم همیشه مهم بود اینه که درست بعد از درس،درست وقتی بیشترین انرژی و هیجان را برای ورود به بازار کار و زندگی مستقل داری،یه وقفه چندین ماهه میفته تو زندگیت.از ۱۸ماه زمان خدمت بگذریم،بلاتکلیفی قبلش عذاب آورترین بخششه.اینکه نتونی کاری انجام بدی،اینکه درست وقتی تو اوج غروری باید همچنان دستت تو جیب بابات باشه،اینکه تو مصاحبه فنی شرکتهای مختلف قبول بشی،اما وقتی پای قرارداد میرسه به خاطر سربازی عذرت را بخوان،  همه و همه دست به دست هم میده تا یه دوره ی بد را بگذرونی.

    ببین تمام من شدی

    اوج صدای من شدی

    بت منی،شکستمت

    وقتی خدای من شدی

    ببین به یک نگاه تو

    تمام من خراب شد

    چه کردی با سراب من

    که قطره قطره آب شد

    به ماه بوسه میزنم

    به کوه تکیه میکنم

    به من نگاه کن ببین

    به عشق تو چه میکنم؟!

    منو به دست من بکش

    به نام من گناه کن

    اگر من اشتباهتم

    همیشه اشتباه کن

    نگو به من گناه تو

    به پای من حساب نیست

    که از تو آرزوی من

    به جز همین عذاب نیست

    هنوز می‌‌پرستمت

    هنوز ماه من تویی

    هنوز مومنم به این

    تنها گناه من تویی

    به نام من با صدای داریوش

  • ترانه خانه ۰۹٫۰۵٫۱۳۸۹ ۵ پاسخ

    دیدم تو خواب وقت سحر
    شهزاده‌ای زرین کمن
    نشسته رو اسب سفید
    میومد از کوه و کمن
    میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
    کاشکى دلم رسوا بشه
    دریا بشه این دو چشم پر آبم
    روزى که بختم باز بشه پیدا بشه
    اونکه آمد تو خوابم
    شهزاده ى رویاى من شاید تویى
    اونکس که شب
    در خواب من
    آید تویى تو
    از خواب شیرین ناگاه پریدم
    او را ندیدم دیگر کنارم
    به خدا جانم رسیده از غصه بر لب
    هر روز و هر شب در انتظارم

    پ . ن. : این ترانه را به تازگی شهاب حسینی اجرا کرده،فکر میکنم عهدیه ،زمان قدیم اجراش کرده باشه.

  • چندتا از دوستام یهویی و بدون برنامه ‌ریزی قبلی دیروز رفتن شیراز و منم واسه اینکه اوضاعم بهم ریخته بود نتوستم باهاشون برم،خیلی دوست داشتم برم به خصوص اینکه شنبه هم عید بود و حتما خوش میگذشت.

    بهشون اس ام اس دادم و ضمن التماس دعا و درخواست سوغاتی ;-) ازشون خواستم حافظیه که رفتن خبرم کنن تا من از اینجا نیت کنم و اونا از اونجا از حافط بخوان که فال مرا بگشاید ;-)

    و حضرت حافظ چنین گفت :

    زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد/ از سر پیمان برفت با سرپیمانه شد

    صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست/ باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه گشت

    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب/ باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

    مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل/ در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت/ چهره‌ی خندان شمع آفت پروانه شد

    گریه‌ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت/ قطره‌ی باران ما گوهر یکدانه شد

    نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری / حلقه‌ی اوراد ما مجلس افسانه شد

    منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

    دل بر دلدار رفت جان برجانانه شد

  • به نام دوست

    ماییم و نوای بی‌نوایی

    بسم‌الله اگر حریف مایی